کیان پسر نازم

روزهایی که دیر میگذرد

خدایا روز ها چقدر دیر میگذرد. چقدر دیگه باید تا اغوش کشیدن تو عزیز ترینم منتظر باشم. به یاد روزهایی که در حسرت داشتنت اشک ریختم حالا هم باید خدا رو شکر کنم که تو فرشته کوچک را به ما ارزانی کرد شاکرم خدا. به امید روزی که این هدیه سالم و سرحال در اغوش من بغل بگیرد. امین    پسر نازم امروز دقیقا 26 هفته و 4 روز از عمرت میگذره و مامان روز ها رو میشمره تا روی ماهت رو زودتر ببینه. مامانی هم 1 هفته قبل از موعد دنیا اومدنت میاد پیشمون. خیلی دلم واسش تنگه و به وجودش احتیاج دارم کاش تو هیچ وقا از کسایی که دوستشون داری دور نباشی عزیزم. اتاقت هم تقریبا اماده است . فقط پرده و قالیچت مونده نازنینم. امیدوارم از اتاقی که واست اماده...
20 فروردين 1390

سال نو

قند عسلم سلام. مامان قربونت بشه. خوبی گل پسرم. خیلی وقته که بهت سر نزدم. عید هم اومد و رفت وای که همه چی چقدر زود میگزره. بابا رفت سره کار و دوباره زندگی حالت عادی گرفت. تو هم روز به روز داری بزرگتر میشی و حرکاتت  بیشتر و بیشتر حس میشه. دل ذمامان مثل ۱ توپ  شده. این روزها خیلی خوب نیستم دست درد پدرمو در اورده. از درد مثل مار به خودم میپیچم دارو هم که نمیتونم بخورم و دکتر هم که برم فایده نداره چون کاری نمیتونه بکنه.  خلاصه کالا موندم چه کنم   کیان کوچولو مامان امسال عید خوبی بود با بابا خونه بودیم و خرید های تو رو انجام دادیم تقریبا همه چی داری . فقط اسباب بازی مونده. قربونت بشه مامان با اون دست و پاهای...
14 فروردين 1390
1